الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
91
علل الشرايع ( فارسي )
است حضرت أمير المؤمنين علي عليه السّلام زمانى كه خداى متعال اراده فرمود كه حضرت ابراهيم را قبض روح نمايد ، ملك الموت را بسوى او فرستاد ، چون بخدمتش حاضر شد گفت : ( السلام عليك يا إبراهيم ) ، آن حضرت فرمود : ( و عليك السلام يا ملك الموت ) آيا آمده اى براى قبض روح من به اختيار من يا خبر مرگ مرا آورده اى ( و بقهر مرا قبض روح خواهى كرد ) ملك الموت گفت : آمدهام كه تو را به اختيار خودت قبض روح نمايم و اجابت كن ( داعي حق را ) آن حضرت فرمود : آيا ديده اى دوستى دوست و خليل خود را بميراند ، ملك الموت ( چون جوابى نداشت و يا مجاز نبود ) برگشت و در موقف و مقام خود ايستاد و عرضكرد : الهى شنيدى آنچه را كه خليل تو ابراهيم گفت ، خطاب آمد : برگرد و بابراهيم بگو هرگز دوستى را ديده اى كه مايل بديدار و لقاء دوستش نباشد ، با اينكه دوست ( حقيقى ) آنست كه دوست بدارد و مايل و راغب باشد ملاقات نمودن دوست خود را ( ملك الموت پس از نزول به زمين و عرضكردن اين مطلب ، حضرت ابراهيم مجاب شد و راضى بمرگ گرديد و فرمود : مرا قبض روح بنما ) . باب سى و سوم علت آنكه خداوند فرمود : حضرت ابراهيم وفا بعهد خود كرد 1 - حديث كرد مرا پدرم . . . از حضرت صادق عليه السّلام موقعى كه تفسير ميفرمود قول خداى تعالى را كه فرموده : * ( وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى ) * ( إبراهيم وفا بعهد خود نمود ) ميفرمود : جهتش آن بوده كه آن حضرت در هر صبح و شام اين دعا را ميخواند ( أصبحت و ربى محمود أصبحت لا اشرك با لله شيئا و لا ادعو مع الله إلها آخر و لا أتخذ معه وليا ) « 1 » و به همين سبب هم بود كه آن حضرت را بندهء شاكر ناميدند .
--> « 1 » در كافى ( 2 - 535 ج ) كتاب الدعا : و لا أدعو معه الها ، مىباشد و متعرض است كه آن حضرت در هر صبح و شام اين دعا را سه مرتبه ميخوانده .